سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
مسابقه وبلاگ نویسی ابلاغ غدیر

رسم عاشقی
نسیم دانه را از دوش مورچه انداخت... مورچه دانه را دوباره بر دوشش گذاشت... رو به خدا کرد و گفت: گاهی یادم میرود بودنت را... کاش بیشتر نسیم بوزد... 
قالب وبلاگ

*بسم الله الرحمن الرحیم*

پیام‌هاى احیاگرى عاشورا(قسمت چهارم)

با گذشت زمان، اغلب ظواهرى از یک حرکت انقلابى و نمودهایى سطحى از آن باقى مى‌ماند و اهداف اصلى و درونمایه حقیقى آن متروک و منزوى یا کمرنگ مى‌شود و در بدترین شرایط، بـرخـى (بـدعت)ها جایگزین (سنّت)ها مى‌شود و روح دین مسخ گشته، اسکلتى بى جان باقى مى‌ماند.

در اینجا رسالتِ (احیاگرى) و (بدعت ستیزى) پیشوایان دینى و عالمانِ ربّانى ایجاب مى‌کند کـه در جـهـت زنـده سـاختن دوبـاره شـعارها، اهداف و جوهره اصلى دین، قیام و اقدام کنند و بدعت‌ها و بدعت‌گزاران را بـشناسانند تا راه دین، بى ابهام و بى غبار، باقى بماند و روندگان این صراط، به حیرت و ضلالت گرفتار نشوند.

امامان شیعه، یکایک رسالتِ احیاگرى دین را داشته‌اند و هر یک از مظاهر اسلام را که از یاد مى‌رفته یا تحریف مى‌شده است، در چهره راستین و بى‌تحریفش مى‌نمایانده‌اند. حتّى درباره امام زمـان (عج) نـیـز تـعـبـیـر (مـحـیى شریعت) و از بین برنده (بدعت) به کار رفته است و در دعا از خـداوند مى‌خواهیم که به دستِ آن منجىِ موعود، آنچه را که به دست ظالمان از معالم و نشانه‌هاى دیـن و دیـنـدارى از مـیـان رفـتـه و مـرده اسـت، زنده سازد: (وَ اءَحْىِ بِهِ ما اَماتَهُ الظّالِمُونَ مِنْ مَعالِمِ دیـنـِکَ). (1) در دعـاى دیـگـرى خـواسـتـار ظهور آن حضرت و احیاء سنّت‌هاى پیامبران و تجدید ابعاد از میان رفته دین و احکام تغییر یافته مى‌شویم.(2)

عاشوراى حسینى، برنامه‌اى احیاگرانه نسبت به دین و جلوه‌هاى گوناگون آن بود، تا در سـایـه بذل خون و نثار جان، دین بر پا شود و سیره پیامبر اسلام سرمشق عملى مسلمانان گردد. و عزّت دین خدا به جامعه بازگردد.(3)

تـلاش و برنامه‌هاى احـیـاگـرانـه ائمـه مـعـصـومـیـن (علیهم السلام) و پـیروانشان در احیاگرى نسبت به اصـل حـادثـه عـاشورا و ارزش‌هاى آن و مقابله با سیاستِ دشمن در کتمان واقعه و مسخ جریان و به فـرامـوشـى سـپـردن خـون‌هاى مطهّر عاشورایى، برنامه دیگرى در راستاى دین احیاگرى است و پـیـامـش، ضـرورت تـبـیـین اهداف و روشنگرى اذهان و زنده نگهداشتن شعائر و حماسه‌ها و یادها و خاطره‌هاست .

احیاگرى

در بـسـیـارى از نـهـضـت‌ها، پس از مدتى که از دوران آغازین آن مى‌گذرد و کسانى به ناروا بر مـسـنـد قـدرت و ریـاسـت تکیه مى‌زنند، هدف‌هاى نخستین و ارزش‌هاى متعالى که در شعارهاى نهضت مطرح مى‌شده، کمرنگ مى‌شود، یا فراموش مى‌گردد. آنچه از دین نیست (بدعت) وارد دین مى‌شـود و آنـچـه از پـایه‌هاى اصلى و اوّلیه انقلابِ دینى و مکتبى است، از یاد مى‌رود و رویّه‌هایى مغایر با سنت‌هاى نخستین رایج مى‌شود و قانون و حکم الهى نقض مى‌شود.

مـردم نـیـز بـتـدریـج، بـه ایـن انـحـراف‌هـا و بدعت‌ها خـو مى‌گیرند و عـکـس العـمـل چـندانى از خود نشان نمى‌دهند. گاهى از شعائر و برنامه ها و سنّت‌ها، اسکلتى بى روح و تشریفاتى ظاهرى بر جاى مى‌ماند که چندان اثرگذار هم نیست .

در چنین موقعیّت‌هایى، دلسوزان آن نهضت یا وارثان آن مکتب و دین، براى احیاى مجدّد پیام‌ها و محتواها و دعوت‌ها و هدف‌هاى آغازین، دست به کار مى‌شوند، تا جامعه خفته را بیدار کنند و به اصـول مکتـب و بایدهاى دین توجّه دهند. این کار، گاهى با فدا شدن و بذل مال و جان همراه است و احیاگران سنّت‌هاى دینى باید خود را فدا کند تا جامعه بیدار و دین احیا شود.

نهضت کربلا هم یک حرکت احیاگرانه نسبت به اساس دین و احکام الله بود. در مطالعه سخنان امام حـسـیـن (علیه السلام)، تـکـیـه فـراوانـى روى احـیاى دین و اجراى حدود الهى و احیاى سنّت و مبارزه با بدعت و فساد و دعوت به حکم خدا و قرآن دیده مى‌شود.

منابع:

1- صحیفه سجادیه، دعاى 47 .

2- وَ اَحـْىِ به سُنَنَ المُرسَلینَ و دارِسَ حُکْمِ النَّبَیّینَ وَ جَدِّدْ به ما اَمْتَحى مِنْ دینکِ و بُدِّلَ مـن حـُکـمـِکَ حـتـّى تُعیدَ دینَکَ به و على یَدَیْهِ جدیداً غَضَّاً مَحْضاً صحیحاً لاعِوَجَ فیه ولا بِدْعَةَ مَعَه. (مفاتیح الجنان، ص 541، دعا براى امام زمان) .

3- در زیارت آل یاسین خطاب به امام زمان (علیه السلام): (وَ اَظْهِرْ بهَ دین نَبیّکَ) (مفاتیح الجنان، ص 525) و در زیارت دیگرى مى‌گوییم: اَللّهُمَّ و اَعِزَّ بِه الدّینَ بَعْدَ الخُمُولِ وَ اَطْلِعْ بِهِ الْحَقَّ بَعْدَ الاُفُولِ (همان، ص 527) . و در دعاى افتتاح هست: اَللّهُمَّ وَ اظْهِرْ به دینَکَ وَ سُنَّةَ نَبِیِّکَ ... .

 
برگرفته از پیام‌های عاشورا، جواد محدثی .

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یاعلی


[ یادداشت ثابت - چهارشنبه 92/9/7 ] [ 7:30 عصر ] [ kebriya ] [ نظر ]

*بسم الله الرحمن الرحیم*

عاشورا

احیاى کتاب و سنّت در عاشورا(قسمت سوم)

در قـیـام کـربلا هـدف آن اسـت کـه بـا مجاهداتِ عاشوراییان، دین اسلام عزّت خویش را باز یابد و حرمت‌هاى الهى دیگر بار محترم شمرده شوند و دین خدا یارى شود.

در سخنان سیدالشهدا(علیه السلام)، هم نمونه‌هایى از مرگ سنت‌ها و حیات بدعت‌ها و جاهلیّت‌ها مطرح است، هم نکته‌هایى از بازآفرینى ارزش‌هاى فراموش شده و احیاگرى نسبت به اصولِ از رمق افتاده .

امام حسین(علیه السلام) در نامه‌اى که خطاب به مردم بصره مى‌نویسد، مى‌فرماید:

«وَ اَنـَا اَدْعـُوکـُمْ اِلى کـِتـابِ اللّهِ وَ سـُنَّةِ نـَبـِیِّهِ(صلی الله علیه و آله) فـَاِنَّ السُّنَّةَ قـَدْ اُمـیـتـَتْ وَ اِنَّ الْبدعَةَ قَدْ اُحْیِیَتْ، وَ اِنْ تَسْمَعُوا قَوْلى وَ تُطیعُوا اَمْرى اَهْدِکُمْ سبیلَ الرَّشادِ»(1)؛ مـن شـمـا را بـه کـتـاب خدا و سنّت پیامبر فرامى‌خوانم. سنّت مرده و بدعت زنده شده است. اگر سخنم را بشنوید و فرمانم را پیروى کنید، شما را به راه درست، هدایت مى‌کنم .

در جایى هم حضرت، از انگیزه نامه‌نگارى و دعوت کوفیان، اینگونه یاد مى‌کند:

«اِنَّ اَهـْلَ الْکـُوفـَةِ کـَتـَبـُوا اِلَىَّ یَسالُونَنى اَنْ اُقْدِمَ عَلَیْهم، لِما اَرْجُوا مِنْ اِحْیاءِ مَعالِمِ الْحَقِّوَ اِماتَةِ الْبِدَعِ»(2) ؛ کوفیان به من نامه نوشته و از من خواسته‌اند که نزد آنان روم، چرا که امیدوارم معالم و نشانه‌هاى حق زنده گردد و بدعت‌ها بمیرد.

در مسیر راه، وقتى به فرزدق بر مى‌خورد، اوضاع را چنین ترسیم مى‌کند:

«اى فـرزدق ! ایـن جـمـاعت، اطاعت خدا را واگذاشته، پیرو شیطان شده‌اند، در زمین به فساد مى‌پـردازنـد، حـدود الهـى را تـعـطـیـل کـرده، بـه مـیـگـسـارى پـرداخـتـه و امـوال فـقـیـران و تـهـیدستان را از آنِ خویش ساخته‌اند. من سزاوارترم که براى یارى دین خدا بـرخـیـزم، بـراى عـزّت بـخـشـیـدن بـه دیـن او و جـهـاد در راه او، تـا آن کـه "کـلمة الله" برتر باشد.»(3)

ایـن هـدف و فـلسـفـه قـیـام را از زبـان فـرسـتـاده امـام، حـضـرت مـسـلم بـن عقیل هم در کوفه مى‌شنویم. وقتى مسلم بن عقیل را دستگیر کرده و به دارالاماره آوردند، ابن زیاد او را به شورشگرى و تفرقه افکنى متّهم ساخت. مسلم با شهامت او را چنین پاسخ داد:

«چـنـان نـیـسـت کـه مـى‌گـویـى! مردم این شهر بر این باورند که پدرت نیکمردانشان را کشته و خـون‌هـاشـان را ریـخـتـه و هـمچون شاهان ایران و روم رفتار کرده است. ما آمدیم تا به عدالت دعوت کنیم و به کتاب خدا فراخوانیم.»(4)

این تهمت و دفع آن، در مورد خود امام حسین (علیه السلام) هم گفته شده است. عمرو بن سعید، پس از بیرون آمدن امام حسین (علیه السلام) از مکّه و عزیمت به سوى کوفه، نامه‌اى به او نوشت و از او خواست که از این مسیر برگردد و تفرقه‌افکنى نکند که هلاک شود. حضرت در پاسخ او نوشت:

«کـسـى کـه دعـوت بـه سـوى خـدا کـنـد و عـمـل صالح انجام دهد و بگوید من از مسلمانانم، هرگز دشمنى و مخالفتى با خدا و رسول نکرده است.» (5)

و بدینگونه حرکت خویش را، حرکتى خداجویانه و اصلاحگرانه خواند، نه شورشى تفرقه انگیز، تا بهانه کشتن او به حساب آید.


منابع:

1- تاریخ طبرى، ج 4، ص 266 .

2- الاخبار الطوال، دینورى، ص 246 .

3- تذکرة الخواص، سبط بن الجوزى، ص 217 .

4- تاریخ طبرى، چاپ قاهره، ج 4 ، ص 282 .

5- تاریخ طبرى، چاپ قاهره، ج 4، ص 292 (امّا بعد، فانّه لم یشاقِقِ الله و رسولَهُ مَنْ دعا الى الله عزوجّل و عَمِلَ صالحاً و قال إنّنى من المسلمین ... .)

برگرفته از کتاب پیام‌های عاشورا، جواد محدثی

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یاعلی

 


[ یادداشت ثابت - شنبه 92/8/26 ] [ 7:4 عصر ] [ kebriya ] [ نظر ]

*بسم الله الرحمن الرحیم*

احیاى شعائر دین در عاشورا(قسمت دوم)

عاشورا
حـیـات بـخـشـیدن به نماز و زکات و امر به معروف و نهى از منکر، بُعد دیگرى از احیاگرى قیام عاشوراست. هم در سخنان امام حسین (علیه السلام) مطرح است، هم در زیارتنامه آن حضرت و شهیدان دیگر، تـعـابـیـرى چـون اقـامـه نـماز، ایتاء زکات، امر به معروف و نهى از منکر، اطاعتِ خدا، جهاد فى سـبـیل الله، دعوت به سبیل الله، نصرتِ فرزند پیامبر، ایمان به خدا و ... دیده مىشود. این فراز معروف در زیارت امام حسین(علیه السلام) گویاى این حقیقت است :

«اَشـْهـَدُ اَنَّکَ قـَدْ اَقـَمْتَ الصَّلاةَ و آتَیْتَ الزَّکاةَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْروُفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تَلَوْتَ الْکِتابَ حَقَّ تِلاوتِه وَ جاهَدْتَ فىِ اللهِ حَقَّ جِهادِهِ.»(1)

مـشابه این جمله، در زیارت حضرت مسلم بن عقیل، زیارت وارث، زیارت عاشورا، و زیارتنامه‌هاى دیگر هم آمده است .

تـکـریـم و تـعـظـیم شعائر الهى، مایه حیات دین است. آنچه در سایه قیام حسینى به دست آمد، تـفـکـیـک صـف کـسـانـى بـود که با جوهر دین و حقیقت نماز و قرآنمانوس بودند، از آنان که با پـرداخـتـن بـه شـکـل ظـاهـرى ایـن برنامه‌ها، باطن و حقیقت دین را زیر پا گذاشته بودند. نماز راسـتـیـن آن است که پیوندى عاشقانه میان بنده و خدا ایجاد کند و نمازگزار را در (صراط دین) قرار دهد. در سپاه کوفه و مجموعه خلافت اموى هم گرچه بظاهر نماز و تلاوت قرآن و رفتن به حج و امثال اینها بود، ولى در عین حال، غرق در فساد و گناه و عیّاشى بودند و دستانشان به خون پـاکـان آلوده بـود. ایـن نـشـان مـى‌داد که نماز و حج و عبادت و تلاوتشان فاقد روح و حقیقت است. حـسـیـن بـن عـلى (علیه السلام) بود که به این شعائر و سنن دینى روح و حیات بخشید و حق آنها را ادا کرد. ایـن کـه در زیـارت او مـى‌خـوانـیم "تَلَوْتَ الْکِتابَ حَقَّ تِلاوَتِه"؛ یعنى آن که دیگران هم تلاوت قـرآن مـى‌کـردنـد، ولى از حقیقت قرآن فاصله داشتند. تلاوت واقعى قرآن، تلاش براى احیاى تـعالیم آن در متن جامعه است، که امام حسین (علیه السلام) به آن پرداخت و دستاورد نهضت عاشورا بود. در سایه طرح صحیح دین و قرآن از زبان عاشورائیان، آن باطل‌هاى آراسته و فریب‌هاى رنگ آمیزى شده به دین هم رنگ باخت .

امام خمینى (ره) مى‌فرماید:

«سـیدالشهدا چون دید اینها دارند مکتب اسلام را آلوده مى‌کنند، با اسم خلافت اسلام، خلافکارى مـى‌کـنـنـد و ظـلم مـى‌کـنـنـد و ایـن مـنـعـکـس مـى‌شـود در دنـیـا کـه خـلیـفـه رسـول الله اسـت کـه دارد ایـن کارها را مى‌کند، حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) تکلیف براى خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثار معاویه و پسرش  را.»(2)

نیز از سخنان اوست: «شهادت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) مکتب را زنده کرد، خودش ‍شهید، مکتب اسلام زنده شد و رژیم طاغوتى معاویه و پسرش را دفن کرد.»(3)

و در این که نهضت کربلا احیاگر دین بود، مى‌فرماید:

«سیدالشهدا(علیه السلام) به داد اسلام رسید، سیدالشهدا(علیه السلام) اسلام را نجات داد.»(4)

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یاعلی

منابع:

1- مفـاتـیـح الجـنـان، زیـارت امـام حـسـیـن (علیه السلام) در شب‌هاى قدر، ص 444 . این جمله با تفاوت‌هاى جزئى در زیارتنامه‌هاى گوناگون آن حضرت دیده مى‌شود .


2- صحیفه نور، ج 8 ، ص 12 .

3- همان .

4- همان، ص 69 .

برگرفته از پیام‌های عاشورا، جواد محدثی

--------------------------------------------------------------------------------------

پ نوشت: دوستان عزیز شهادت سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین رو پیشا پیش تسلیت میگم

التماس دعای خیر از شما عزیزان در این شب های عزیز دارم....


[ یادداشت ثابت - دوشنبه 92/8/21 ] [ 1:33 عصر ] [ kebriya ] [ نظر ]

*بسم الله الرحمن الرحیم*

حرفایی که خدا نگفت(قسمت ششم)

«خدای بزرگ ، بنده ات گناه کرد» ... بنده ی من ! صدای فرشته ام را می شنوی ؟ گناه تو را جار می زند . این فرشته ها از اینکه این قدر به تو محبت می کنم حسودیشان میشود . یکی از آنها آمده و روی شانه ی چپ تو نشسته تا هر وقت گناه می کنی به من بگوید تا من کمتر تو را دوست داشته باشم . اما من در عوض فرشته ای را فرستاده ام تا روی شانه ی راست تو بنشیند و هر وقت کار خوبی کردی فریاد بزند و همه را خبر کند . می دانی ، خیلی وقت است منتظرم فرشته ی سمت راستی تو فریاد بزند و مرا خوشحال کند ؛ خیلی وقت است منتظرم بگوید «بنده ات توبه کرد» خیلی وقت است منتظرم ... اما همیشه صدای فرشته ی دیگر بلند است که: «ای خدای بزرگ ، بنده ات گناه کرد» و آن قدر این جمله را بلند میگوید تا همه ی فرشته ها بشنوند . کاش می دانستی بغض یعنی چه ... آری بنده ی من ! تو را دوست دارم آنقدر که بعضی وقتها که گناه می کنی کاری می کنم که فرشته ی حسود متوجه گناه تو نشود و فریاد نزند . و قسم می خورم که نمی دانستی . کاش بفهمی بنده ی من...

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یاعلی

خدا


[ یادداشت ثابت - شنبه 92/8/19 ] [ 4:6 عصر ] [ kebriya ] [ نظر ]

*بسم الله الرحمن الرحیم*

احیای اقامه نماز در عاشورا(قسمت اول)
یا حسین
نـهـضـت حـسـینى براى احیاء دین در همه مظاهر و جلوه‌هایش از جمله (نماز) بود. بُعد معنوى و عبادى زنـدگـى، بـرتـریـن بـُعد حیات است و نماز، بارزترین نشانه حیات معنوى مسلمانان است. با توجّه به اثرات سازنده و تربیتى و بازدارنده این ارتباط با خدا از مفاسد و منکرات، در اسلام اهمیّت ویژه‌اى دارد.

امـام حـسـیـن (علیه السلام) در نهضت عاشورا اهتمام بسیارى به نماز مى‌داد. مهلت شب عاشورا را آن حضرت و یـارانـش بـه نـمـاز و تـضـرّع بـه درگـاه خداوند گذراندند و از تکیه‌گاه خدایى براى نبرد عـاشـورا، مـدد گـرفـتـنـد. عـشـق بـه نـمـاز و نـیـایـش و تـلاوت قـرآن و اسـتـغـفـار و دعـا در دل امـام آن چـنـان بـود کـه بـه بـرادرش عـباس گفت: "از این گروه بخواه تا نبرد را به فردا بـیندازند و امشب به تاخیر افتد، باشد که به نماز و دعا و استغفار بپردازیم. خدا مى‌داند که من پیوسته علاقه به نماز و تلاوت آیات الهى داشته‌ام:

«لَعـَلَّنـا نُصَلّى لِرَبِّنَا اللَّیْلَةَ وَ نَدْعوُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ یَعْلَمُ اَنّى کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَ تَلاوَةَ کِتابِهِ وَ کَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِْسْتِغْفارَ.»(1)

بـه نـقـل تاریخ، شب عاشورا از خیمه اصحاب امام حسین (علیه السلام)، آواى مناجات و زمزمه دعا و تلاوت به گوش مى‌رسید.

امام روز عـاشـورا پـس از نـمـاز صـبـح، بـا یـاران سـخن گفت و آماده نبرد شدند. ظهر عاشورا وقتى ابـوثـمامه صائدى وقت نماز را به یاد او آورد، حضرت فرمود: نماز را به یاد آوردى! خداوند تـو را از نـمـازگـزاران و ذاکـران قـرار دهـد. آرى ایـنـک اوّل وقـت نـمـاز است. سپس فرمود: از اینان بخواهید تا دست از جنگ بردارند تا نماز بگزاریم.(2)

سـعـیـد بن عبدالله حنفى نیز هنگام نماز امام، جلوى او ایستاد و همه تیرهاى دشمن را که به سوى امـام مـى‌آمـد بـه جـان خرید تا آنجا که نماز امام پایان یافت و او غرق در خون شد و اوّلین شهید نماز در جبهه کربلا شد.(3)

عـشـق بـه نـمـاز، در پـیـروان راستین ابا عبداللّه الحسین (علیه السلام) بود. عبدالله بن عفیف ازدى که در کوفه مى‌زیست و در مسجد کوفه آن اعتراض تند را علیه ابن زیاد، نسبت به کشتن امام حسین (علیه السلام) کـرد و در نـهـایـت هـم در راه ایـن دفـاع، بـه شـهـادت رسـیـد، بـه نقل مورّخان پیوسته در مسجد بزرگ کوفه بود و تا شب نماز مى‌خواند.(4)
عاشورا
اگـر امـام حـسـیـن (علیه السلام) را احـیـاگر فرهنگ نماز راستین بدانیم ـ آنگونه که در زیارتنامه‌هاى آن حـضـرت آمـده اسـت ـ سـخـنـى بجاست. امام، هم خودش عبادتى مخلصانه داشت و هم شعائر دین را اقامه مى‌کرد.

در زیارت او مى‌خوانیم:

«اَشـْهـَدُ اَنَّکَ قـَدْ اَقـَمـْتَ الصَّلاةَ و آتـَیـْتَ الزَّکـاةَ ... وَ عـَبـَدْتـَهُ مـُخـْلِصـاً حـَتـّى اَتـاکَ الْیَقینُ.»(5)

در زیـارت مـسـلم بـن عـقـیـل نـیـز ایـن تعبیر دیده مى‌شود.(6) همچنین در بسیارى از زیـارت‌هـاى سـیـدالشـهـدا(علیه السلام) بـه ایـن نـکته برمى‌خوریم. این جایگاه والاى نماز را در نهضت عاشورا و حماسه آفرینان آن نشان مى‌دهد.

پـیـام عـاشـورا، پـیـام اقـامـه نـمـاز و تـربـیـت نـسـلى نـمـاز خـوان و خـدادوسـت و اهـل تـهـجّد و عرفان است. عزاداران حسینى نیز باید (اقامه نماز) را در درجه نخست اهتمام خویش قرار دهند تا تبعیّت و پیروى خویش را از مولایشان نشان دهند.

امام خمینى(ره) در تاکید بر همین مساله، از عاشوراى حسینى اینگونه یاد مى‌کند:

«سـیـدالشـهـدا(علیه السلام) در هـمـان ظـهـر عـاشـورا کـه جـنـگ بـود و آن جـنـگ بزرگ بود و همه در معرض خـطـر بـودنـد، وقـتـى یکى از اصحاب گفت که ظهر شده است، فرمود که یاد من آوردید نماز را و خـدا تـو را از نمازگزاران حساب کند و ایستاد در همان جا نماز خواند. نگفت که ما مى‌خواهیم جنگ بکنیم، خیر، جنگ را براى نماز کردند.»(7)
 

منابع:

1- ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص91 .


2- اعیان الشیعه، ج1، ص 606 .

3- وقعة الطّف، ص 232 .

4- همان، ص 266 .

5- التهذیب، ج 6، ص 67 (زیارت وارث) .

6- مفاتیح الجنان، ص 401 .

7- صحیفه نور، ج 12، ص 148 .

برگرفته از پیام‌های عاشورا، جواد محدثی

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یا علی


[ یادداشت ثابت - جمعه 92/8/18 ] [ 6:53 عصر ] [ kebriya ] [ نظر ]

 *بسم الله الرحمن الرحیم*
 حسین (ع) هنوز مظلوم است
 چون وقتی محرم می‌آید...
 به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما می‌گرید!
 حسین (ع) هنوز مظلوم است
 چون وقتی محرم می‌آید...
 حاج آقا ....، 9شب مردم را به تقوی دعوت می‌کند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوا می‌کند!
 حسین (ع) هنوز مظلوم است
 چون وقتی محرم می‌آید...
 هیت امنای مسجد ........علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می‌کنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه می‌زنند و گریه می‌کنند !
 حسین (ع) هنوز مظلوم است
 چون وقتی محرم می‌آید...
 کل یوم عاشورا
 یعنی...10 روز و شب ...غم گریه
 کل ارض کربلا
 یعنی...چند مسجد و چند تکیه !
 حسین (ع) هنوز مظلوم است
 چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد
 او هم می‌رود
 تا سال بعد !
 تا یاد بعد!

 نشه اینجوری باشیم بچه ها .....

حسین مظلوم

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یاعلی


[ یادداشت ثابت - چهارشنبه 92/8/16 ] [ 1:27 عصر ] [ kebriya ] [ نظر ]

*بسم الله الرحمن الرحیم*

تا به حال از خودت پرسیده ای چه کسی امام حسین را کشت؟
شمر و عمر سعد و زیاد را نمی گویم ... عناوین را رها کن!
اسم ها دامی است تا ما را در گذشته نگه دارند!!!
چند لحظه تعارفات را کنار بگذاریم و با خودمان صادق باشیم!
مگر از حسینیه های کوفه برای حسین نامه ننوشتن؟
همه مساجد شهر نامه دادند!حتی بچه های مسجد کوفه...
مگر عاشقان اهل بیت،محبان حسین،محبان علی دست به قلم نشدند؟
پس 18 هزار نامه از کجا بود؟ مگر دست خط هیئت امنای مساجد کوفه از تاریخ پاک می شود؟
مگر پایگاههای بسیج کوفه در قتل حسین شرکت نکردند؟
مگر یاران خط رسول الله به تشخیص مصلحت در قتل پسر رسول الله سکوت نکردند؟
مگر کارگزاران نظام علوی حکم قتلش امضا نکردند؟
مگر....
باید از عمق حسینی شویم!
آنانکه در سطح حسینی شدند و در سطح ماندند نامشان کوفی شد!
همانان که دعوت کردند و کشتند غارت کردند و گریستند
اما.... چه کسی حسین را کشت؟ شمر و عمر سعد و پسر زیاد را نمی گویم
شاید این جواب معمای غیبت را حل کند شاید!!!
منبع:بچه های قلم سجاد

یا حسین

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یاعلی

 


[ یادداشت ثابت - سه شنبه 92/8/15 ] [ 10:39 عصر ] [ kebriya ] [ نظر ]

*بسم الله الرحمن الرحیم*

حرفهائی که خدا نگفت (قسمت پنجم)

بنده من ! ... بعضی وقتها که وضو می گیری و برای خواندن نماز می آیی آنقدر ذوق می کنم که باورت نمی شود همه ی فرشتگان را صدا می زنم تا بیایند و تو را تماشا کنند وقتی همه جمع شدند ، به آنها می گویم : «نگاه کنید . بنده ی من آمده با من حرف بزند» ولی وقتی شروع می کنی به حرف زدن با من و می رسی به جمله «فقط تو را دوست دارم و تنها تو را می پرستم» (ایّاک نعبد) فرشته ها پنهانی می خندند و تو را مسخره می کنند و کاش می دانستی چقدر دلم می سوزد ... جانشین من ! وقتی به فرشته ها می گویم بنده ی من واقعاً مرا دوست دارد ، فرشته ها می گویند : «او را امتحان کن» و من برای اینکه به آنها ثابت کنم که تو مرا دوست داری از تو امتحان می گیرم ولی تو با آنکه جواب درست را می دانی ، «اشتباه» جواب می دهی و کاش می دانستی چقدر نزد فرشتگان خجالت می کشم ... کاش اصلاً نمی آمدی و کاش اصلاً نمی گفتی که فقط مرا دوست داری ...

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یاعلی


[ یادداشت ثابت - سه شنبه 92/8/15 ] [ 10:29 عصر ] [ kebriya ] [ نظر ]

*بسم الله الرحمن الرحیم*
حرفهایی که خدا نگفت(قسمت چهارم)
بنده من سلام ... دلم برای تو تنگ شده است ؛ دیر وقتی است نیامده ای در بزنی دلم برای التماسهایت تنگ شده است عاشق کوچک من ! وقتی که در می زنی و التماس می کنی ، کمی شبیه عاشقها می شوی ولی وقتی در را باز می کنم و حاجتت را می دهم و می روی، شبیه گداها می شوی ! بعضی وقتها حتی یادت می رود تشکر کنی ... بنده من ! ... بنده من ! ... بنده من ! وقتی که می آیی و در می زنی و گریه می کنی فکر می کنم عاشقم شده ای ولی وقتی از روزنه ی در ، تو را نگاه می کنم ، نگاهم به زنبیل تو می افتد . کاش می دانستی چقدر دلم می شکند ... بنده کوچک من ! دلم می خواست برای یک بار هم که شده وقتی در را باز می کنم به من نگاه کنی اما نگاه تو همیشه به دستان من است ... کاش می دانستی چقدر دلم می سوزد بنده غافل من ! دلم برای تو تنگ می شود .
اللهم صل علی محمد و ال محمد

یاعلی

---------------------------------------------------

پی نوشت:سلام دوستای خوبم این روزا تو شرایط خوبی نیستم زندگی خیلی داره سخت میگیره

خیلی محتاج دعاهاتونم...

التماس دعا...


[ یادداشت ثابت - جمعه 92/8/11 ] [ 7:35 عصر ] [ kebriya ] [ نظر ]

*بسم الله الرحمن الرحیم*

حرفهائی که خدا نگفت (قسمت سوم)

بنده ی من ؛ جانشین گرامی ؛ خلیفه ی عزیز ، دلم خوش است دارم با تو حرف می زنم فکر می کنم اگر این حرفها را هم در قرآن به همراه بقیه حرفهایم برایت می فرستادم با آن همان معامله ای را می کردی که با قرآن کردی من قرآن را نفرستادم که حرفهایم را مثل طوطی تکرار کنی و حمد و سوره اش را بر سر قبر پدربزرگت بخوانی و آیت الکرسی اش را برای مسافرت عمه ات ! من ... اصلاً شاید بهتر است ساکت باشم و این قدر اصرار نکنم می ترسم فرشته ها برایم حرف در بیاورند اما نه باید بگویم ... باید با تو اتمام حجت کنم می خواهم چند روز دیگر که عزرائیل تو را به اینجا آورد بهانه ای نداشته باشی همه معشوقان عالم برای عاشقانشان تره هم خرد نمی کنند آن وقت من همه آسمانها و زمین را به پای تو ریختم اما تو ...

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یاعلی


[ یادداشت ثابت - شنبه 92/8/5 ] [ 7:30 عصر ] [ kebriya ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به من در کودکی بارها آموخته اند که همه ی آدمها میمیرند ولی کسی به من هیچگاه نیاموخت که همه ی آدمها زندگی نمیکنند و کسی به من نیاموخت که هر تولدی آغاز هر زندگی نیست همانطوری که هر مرگی پایان هر زندگی نمیباشد...
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
امکانات وب